نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی در دوران ایلخانی

نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی
نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی

از آثار بجای مانده دورۀ ایلخانی، نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی در کتاب مصور «شاهنامۀ بزرگ ایلخانی» است که متعلق به دوره ایلخانان مغول بوده و در سال ۷3۰-710 هجری قمری تولید شده است. نقاشی‌های شاهنامۀ بزرگ ایلخانی توسط استاد شمس الدین، شاگرد احمد موسی کار شده است. از این مجموعه تاکنون ۵۸ نگاره شناسایی شده است. این کتاب بهترین نوع شاهنامۀ نقاشی شده است که نشان‌گر سبک خاص نقاشی ایران در دورۀ ایلخانیان است. این شیوه تا زمان تیموریان سیری تکاملی را طی کرده است. شاهنامۀ بزرگ ایلخانی برای سلطان اویس، یکی از شاهزادگان آل جلایر نوشته و تصویرگری شده است. نگارۀ بالا به موضوع «نامه نوشتن کسری به خاقان چین» اشاره دارد که در حدود 1330 میلادی نقاشی شده است.

مهم‌ترین نسخه‌های خطی شاهنامۀ فردوسی

بر پایۀ همۀ گزارش‌ها، شاهنامۀ بزرگ ایلخانی از مهم‌ترین نسخه‌های خطی این حماسۀ ملی ایران است. در قطع بزرگ صفحات آن، هر صفحه با بخش متن به اندازۀ 29 در 41 سانتی‌متر است با 31 سطر که با قلم نسخی پاکیزه در شش ستون نوشته شده است و برای انواع نقاشی‌های مسحورکننده‌ای که برخی از آنها تماشایی‌ترین نگاره‌های ایران‌اند، فضای لازم را فراهم کرده است. هرچند خبرگان و محققان از مدت‌ها پیش به کیفیت این تصاویر پی برده‌اند، اما ارزیابی این نسخه از شاهنامه به منزلۀ یک کُل، بسیار دشوار بوده است؛ زیرا کتاب را قطعه قطعه و صفحاتش را تحریف کرده‌اند و 58 نقاشی باقی مانده از آن را در نزدیک به بیست مجموعه در اروپا و آمریکا پراکنده کرده‌اند. در این مجموعه، شمار زیادی از نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی قرار دارد که هر کدام از آنها به تنهایی می‌تواند اطلاعات ارزشمندی دربارۀ هنر آن دوران ارائه دهد.

پاسخ منوچهر به نامۀ سام از نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی در دوران ایلخانی

پاسخ منوچهر به نامۀ سام، از نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی دوران ایلخانی

وجود عوامل فارسی و چینی و مغولی در ایجاد شاهنامۀ ایلخانی

تصاویر شاهنامۀ بزرگ ایلخانی به حجمی بزرگ در صفحاتی بلند کشیده شده و شاید قدیمی‌ترین اثری باشد که از تصویرکشی و نقاشی این کتاب شناخته می‌شود و از جمله مشخصات آن وجود عوامل فارسی و چینی و مغولی است که در کتاب مذکور هر کدام پهلو به پهلوی یکدیگر قرار گرفته است. رنگ‌پردازی این کتاب دقیق و متین و ظریف است؛ پس‌زمینه‌های طلاافشان که گاهی در آثار سابق چهره می‌نمود، یکی از ویژگی‌های عالی آن است و نمودهای جوی بکار رفته در آن، مجالس را گویاتر و رساتر کرده است. این اثر توانسته است تا به خوبی بین اشعار فردوسی و شکل تصویری نقاشی آنها ارتباط برقرار کند.

نقاشی مرگ اشکبوس و اسبش به دست رستم

مرگ اشکبوس و اسبش به دست رستم، شاهنامۀ ایلخانی

تأثيرات هنر خاور دور در شاهنامۀ سترگ دورۀ ایلخانی

شاهنامۀ سترگ دورۀ ایلخانی سابقاً در اختیار دموت قرار داشت و امروزه در مجموعه‌های گوناگونی در سراسر جهان پراکنده شده است. استادان چندی روی نگاره‌های این کتاب باشکوه کار کرده‌اند ولی اکثر صفحات موجود آن را می‌توان به هنرمندی واحد نسبت داد. تأثيرات هنر خاور دور هنوز در اشکال تخیلی درختان و کوه‌های آن آشکار است، اما منظره‌پردازی آن را احساس طبیعت‌گرای ایرانی پرداخته است. طراحی اسب‌ها و جامه‌ها هنوز یادآور طراحی جامع‌التواریخ سال ۷۰۶ است لیکن حالات و سیمای پیکره‌ها بیان بیشتر و تنوع فراتری را نشان می‌دهد و مضامین قهرمانی با استادی و چرب‌دستی خاصی در ترکیب‌بندی‌های قطع بزرگ کار شده است.

گشتاسب اژدها را می‌کشد، نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی

گشتاسب اژدها را می‌کشد، از نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی دموت

شاهنامۀ ابوسعیدی یا دموت؟ کتابی که هرگز به پایان نرسید!

این شاهنامه در زمان سلطان «ابوسعید بهادرخان» تهیه گردیده است، از این رو باید آن را شاهنامۀ «ابوسعیدی» نامید، نه شاهنامۀ دموت. دو دلیل وجود دارد که نشان می‌دهد این کتاب در عصر سلطنت واپسین حکمرانان ایلخانی ایجاد شده است. از روی نوشته‌های تاریخ‌نویسان آن دوره می‌دانیم که ابوسعید گونه‌ای رستاخیز فرهنگی و ادبی ایجاد کرد از جمله: حمدالله مستوفی قزوینی را مأمور ساخت تا تمام اشعار ناشناختۀ شاهنامه را گردآوری و از آنها مجموعۀ تازه‌ای فراهم کند. افزون بر این، مدرکی در دست است که نشان می‌دهد این نسخۀ مخصوص هرگز به پایان نرسید. ما تنها از وجود پنجاه و هشت مینیاتور پراکنده آگاهی داریم که نقاشی یک یا دوتای آنها کامل نیست و عنوان هم ندارد. آیا نمی‌توان گفت که ابوسعید پس از سفارش دادن مجموعه‌ای تازه از اشعار فردوسی، دستور تهیۀ یک نسخۀ مصوّر عظیم را داده که به سبب مرگ نابهنگامش هرگز به پایان نرسیده است؟ بنابراین شایسته است که تاریخ این نسخۀ مصوّر را پایان دوران سلطنت ابوسعید، یعنی سال 730 هجری بدانیم.

حضرت محمد (ص) و چهار خلیفۀ ارتدکس

حضرت محمد (ص) و چهار خلیفۀ ارتدکس، شاهنامۀ بزرگ ایلخانی

تاریخ نگارش و مصوّرسازی شاهنامۀ بزرگ ایلخانی

آرتور آپهام پوپ در کتاب «آشنایی با مینیاتورهای ایرانی» صفحۀ ۱۹ بر این باور است که: تعیین تاریخ تقریبی کتاب خطی و مینیاتور دموت مشکل نیست و تاریخ آنها بدون شک به دنبال همان شیوۀ ایلخانی است که جامع‌التواریخ انجمن سلطنتی دانشگاه ادینبرو شروع می‌شود. این کتاب با احساس ایرانی تطابق دارد و از مصوّر کردن داستان‌های قهرمانان بزرگ ملی الهام می‌گیرد. اکثر پژوهندگان و هنرشناسان در تعیین شروع نگارش و مصوّرسازی شاهنامۀ بزرگ ایلخانی اتفاق نظر دارند و آن را ۷۳۰ هجری قمری می‌دانند؛ اما در مورد پایان این اثر، نظرات مختلف مطرح شده است. نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی بنا بر ترتیب خاصی در این کتاب قرار نگرفته‌اند و هر کدام به موضوعی جداگانه اشاره دارند.

نقاشی گریختن لهاک و فرشیدورد به نزد افراسیاب از نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی در دوران ایلخانی

نقاشی گریختن لهاک و فرشیدورد به نزد افراسیاب، شاهنامۀ ایلخانی

پرداخت موضوعات مختلف در نقاشی‌های شاهنامۀ ایلخانی

با بررسی پنجاه و هشت نگارۀ شاهنامۀ بزرگ ایلخانی و تفکیک این نگاره‌ها به دست‌آورد قابل توجهی می‌رسیم و آن اینکه نقاشی‌های شاهنامۀ ایلخانی علاوه بر متفاوت بودن در اجرا، در پرداخت موضوعات مختلف نیز متفاوت هستند. نوزده تا از این نگاره‌ها به رویدادهای خاص می‌پردازند؛ و تقریباً همین تعداد (هجده تا) به موضوعاتی که جنبۀ عام قهرمانی دارند مربوط می‌شوند: صحنه‌های نبرد، تصاویری از عملیات خارق‌العاده شکارگیری و رویارویی خطرناک با دیوهای خشمناک. در مقابل یازده صحنه تا اندازه‌ای ایستا وجود دارد از شاهان بر تخت نشسته و یا موضوعات مربوط به ادای احترام به شاه و تصدیق فرّ کیانی‌اش. در میان سایر نگاره‌ها یک گروه چهارتایی با ابعاد کوچک‌تر به رویدادهای عشقی می‌پردازند. فقط یکی از این‌ها صحنۀ عشق‌بازی را نشان می‌دهد؛ حال آنکه، سه تای دیگر مناظر فرعی‌تر ماجرا را تصویر کرده‌اند. سرانجام یک گروه پنجم جنبه‌های خاص از این نسخه را می‌نمایانند، صحنه‌های اضطراب عظیم که نه صرفاً در حرکات و اشارات نمایشی بلکه در حالت‌های سوزناک ناشی از اندوه عمیق متظاهر می شود.

نقاشی رستم بیژن را از چاه نجات می‌دهد متعلق به دوران ایلخانی

رستم بیژن را از چاه نجات می‌دهد، شاهنامۀ ایلخانی

چه کسی شاهنامۀ بزرگ ایلخانی را تصویرپردازی کرد؟

دوست‌محمد می‌نویسد که شمس‌الدین شاهنامۀ بزرگ ایلخانی را تصویرپردازی کرد، ولی روشن است که در تصویرگری نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی دوران ایلخانی چندین هنرمند دست داشته‌اند و اشارۀ دوست‌محمد می‌باید به شیوۀ کار کتاب‌خانه‌های اسلامی مربوط باشد. یعنی شمس‌الدین تصاویر را طرح می‌زده و بعضی از موضوعات را در اختیار شاگردان و همدستان خود قرار می‌داده و خود با کمک و یا بدون کمک، تعداد زیادی از این نگاره‌ها را اجرا می‌کرده است. بنابراین می‌توان گفت که استادِ نقشِ اکثر این نگاره‌ها که رنگ‌آمیزی طراحی‌های آنها را افراد دیگری اجرا کرده‌اند، به طور کلی خود شمس‌الدین است که در ترکیب‌بندی‌های او میزان والایی از کیفیت و قابلیت مشاهده می‌شود.

نقاشی دیدار رستم با کاووس و گفتگو دربارۀ سهراب

دیدار رستم با کاووس و گفتگو دربارۀ سهراب، داستان رزم رستم و سهراب در شاهنامۀ فردوسی

نگاره‌های منسوب به شمس‌الدین در شاهنامۀ ایلخانی

شمس‌الدین، این نقاش قابل و بزرگ، به چنان اهلیتی دست یافت که مورخان او را در نقش‌بندی مقبل اهل زمانه‌اش خواندند. شمس‌الدین ایرانی صادقی بود که کلام را به نقش تزیینی نابی بدل می‌کرد و غنای هنر او در جایی آشکار شد که در صحنۀ نبرد و یا دربار، جمعیتی را در فضاها و رنگ‌مایه‌های گوناگون نمایش می‌داد. او به زیور قابلیت و استعداد آراسته بود و تلفیق و آمیزۀ هیجان‌انگیزی از بافت‌های تزیینی بزرگ، میانه و کوچک را پدید آورد. نگاره‌های زیر در شاهنامۀ ایلخانی به شمس‌الدین و نقاشان زیردستش که در کنار وی کار می‌کردند منسوب هستند:

1.تاج‌گذاری ضحاک
2. تاج‌گذاری شاه زاو پسر طهماسب
3. تاج‌گذاری شاه گرشاسب
4. کشته شدن جادوگران مازندران به دست دوازده رخ و کیکاووس
5. ملامت گشتاسب به وسیلۀ اسفندیار
6. تعقیب کابولیس به وسیلۀ فرامرز
7. نبرد رشنواد را رومی‌ها
8. شکست لشکر فورهندی از اسکندر
9. جنگ اسکندر با هیولای حبش
10. جنگ اسکندر و رزمندگان او با اژدها
11. صعود اسکندر از کوه فرشتۀ مرگ
12. ترک کردن اسکندر سرزمین ظلمات را
13. بستن سد یأجوج و مأجوج به وسیلۀ اسکندر
14. اسکندر در مقابل درخت گویا
15. اردشیر و گلنار
16. نبرد بین اردشیر و اردوان
17. آوردن اردوان را به نزد اردشیر
18. کشتن بهرام گور اژدها را
19. بهرام گور در خانۀ روستایی
20. شکار بهرام گور، گورخران را
21. گسیل ولیعهد نرسی به خراسان به وسیلۀ بهرام گور
22. کشتن بهرام گور گرگ را
23. پنجمین بزم نوشیروان
24. نواختن نوشیروان بوذرجمهر را
25. داستان مهبود دستور نوشیروان

رسیدن اسکندر به درخت گویا

رسیدن اسکندر به درخت گویا، از نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی در دوران ایلخانی

نقاشی‌های شاهنامۀ ایلخانی منسوب به عبدالحی

عبدالحی در تزیین متن استادی و مهارت داشته و در نگاره‌های متقدم خود ظاهراً به متن طبیعت که از شگردها و مهارت‌های شمس‌الدین مشغول می‌شود، بی‌اعتناست. از این رو احتمال دارد که وی قبل از اینکه به شاگردی شمس‌الدین مشغول شود در جای دیگری نقاشی کرده باشد. تفاوت اساسی آثار عبدالحی در چگونگی طراحی اسبان اوست که دارای چشمان براق فروافتاده و سینۀ قوس‌دار غیرطبیعی و کوتاهی مضحک ساق پاهای کشیده است. رنگ‌آمیزی عبدالحی در نقاشی‌های شاهنامۀ فردوسی دوران ایلخانی، بیشتر دربردارندۀ رنگ‌های روشن باشکوه هم‌چون رنگ گل سرخ، قهوه‌ای و آبی‌های دلپذیر است. او در خصوص قرینه‌پردازی احساس عمیقی از خود نشان داده است. نگاره‌های زیر منسوب به عبدالحی است:

1. صعود زال به نزد رودابه
2. رودابه و سیندخت
3. کرنش زال در مقابل منوچهر
4. زال و موبدان
5. کشته شدن نوذر به دست افراسیاب
6. خوش‌آمدگویی زال به بهمن
7. فرامرز مهرنوش را می‌کشد
8. جنگ رستم و اسفندیار
9. به دار کشیدن مانی

درخواست میرین برای ازدواج با دختر دوم قیصر و جنگ کردن گشتاسب با اژدها

درخواست میرین برای ازدواج با دختر دوم قیصر و جنگ کردن گشتاسب با اژدها

ترکیب عناصر چینی با هنر ایرانی در نقاشی‌های شاهنامه

شمس‌الدین که از شاگردان احمدموسی و استاد مینیاتورهای شاهنامۀ بزرگ ایلخانی است و به نظر می‌رسد هماهنگی در بکارگیری عناصر چینی را در نقاشی ایرانی نزد استادش احمد موسی آموخته است و با ترکیبی نو و متفاوت این عناصر جدید را با هنر ایرانی ترکیب نموده که نگاره‌های شاهنامۀ بزرگ ایلخانی از آن جمله هستند، که هرچند با احتمال قریب به یقین کار چندین نقاش با سرپرستی یک استاد که احتمالاً شمس‌الدین است می‌باشند، ما شاهد بهره‌گیری و استفاده‌ای متفاوت و هماهنگ از این عناصر غریب و ناآشنا با عناصر ایرانی که قدمتی تاریخی داشته و از غنای فرهنگی اصیل برگرفته شده‌اند را شاهدیم که این ترکیبات جدید راه را برای بهره‌گیری از این عناصر جدید به صورت متفاوت و هماهنگ با نقاشی ایرانی باز کرد و استفاده از نقوش چینی با مفهومی جدید و نو در نقاشی ایرانی معنایی متفاوت از بکارگیری این نقوش در نقاشی چینی را آشکار ساخت.

جنگ بهرام گور با اژدها در هندوستان، برگرفته شده از شاهنامۀ فردوسی دوران ایلخانی

جنگ بهرام گور با اژدها در هندوستان، شاهنامۀ ایلخانی

ظهور سبکی جدی در نقاشی‌های شاهنامۀ بزرگ ایلخانی

در شاهنامۀ بزرگ ایلخانی مراحل مختلفی از تجربه و درهم‌آمیزی مفاهیم نو و بدیع به نمایش گذارده می‌شود. با اینکه نگاره‌های آن دارای ترکیب‌بندی‌های درهمی است اما شماری از آنها نشان‌دهندۀ ظهور سبکی جدید است تا آنجا که این نسخه گویای شیوۀ سترگی است که با موضوع آن کاملاً هم‌خوانی دارد. رنگ‌بندی غنی پیکره‌ها و معماری آنها به سبک‌های پیش از مغولان برمی‌گردد، ولی با عناصر تک‌رنگی سه‌بعدی ویژگی‌های منظره‌ها همچون درختان، صخره‌ها، تپه‌ها و برآمدگی‌ها تلفیق یافته است.

رستم افراسیاب را به هوا بلند می‌کند

رستم افراسیاب را به هوا بلند می‌کند

با اینکه در بعضی از نگاره‌های شاهنامۀ ایلخانی، آگاهی کامل نقاش از مفاهیم جدید سه‌بعدی مشاهده می‌شود ولی در بعضی دیگر، فضا با قرار دادن حرکت و صحنه در یک منطقۀ باریک و تنگ جلویی که با عناصر تزیینی پس‌زمینه نظیر تپه‌ها و یا جدارۀ بناها قطع شده، محدود گردیده است. در این نسخه بیش از هر نسخۀ دیگر، روایت تابع منظرۀ یک تنِ قهرمان شده که ضمناً حالتی را هم با نمایش گذاشته است. این مسأله در مناظر نیز بازیافت یافته و به صورت عنصر مهمی در ترکیب‌بندی درآمده است.

منبع متن:
کتاب شاهنامۀ دموت (ایلخانی)، به قلم سید محمود حسینی، نشر عطار، تهران: 1389.

دیدگاه خود را بنویسید:

۱۴۰۰ - ۱۳۹۱ © تمام حقوق محفوظ است.