زن جوان و زیبای یونانی

زن جوان

زن جوان و زیبای یونانی بهانه ای است تا در این نوشته به شرح زندگی زنان یونان باستان بپردازیم و شرایط آنان را از زوایای مختلف مورد سنجش قرار دهیم. در یونان باستان، زنان به عنوان دایه، کدبانوی خانه، سوگوار و آوازه خوان مراسم سوگواری، برای اشخاص ثروتمند کار می کردند. زنان برای اینکه بتوانند بیرون از خانه کار کنند، ناچار برای رفت و آمد و معاشرت، اندکی از آزادی برخوردار بودند. برخی شواهد نشان می دهد که زنان دورۀ باستان اعم از فقیر و ثروتمند، همیشه محدود به خانه نبودند؛ اگرچه هر وقت می خواستند از خانه بیرون روند، باید لباسی مناسب می پوشیدند یا یکی از خویشاوندان یا بردۀ خانواده را همراه می بردند.

نام نقاش: هنری ویلیام پیکرسگیل (Henry William Pickersgill).
تاریخ خلق: سال 1829 میلادی
محل خلق: بریتانیا، لندن.
رسانه: رنگ روغن روی بوم
اندازه اصلی نقاشی: 140 سانتی متر پهنا و 110 سانتی متر ارتفاع.
محل نگهداری تابلو: Benaki Museum (این موزه در کشور یونان، شهر آتن قرار دارد).
موضوع: زن، یونان، گل، گردنبند، لباس، آلات موسیقی.

بزرگنمایی جزئیات این اثر:
تصویر زن جوان و زیبای یونانی

زنان یونانی در دوران باستان چگونه می زیستند؟

به نظر می رسد که رفتار زنان در طی گذر یونان از عصر تاریکی به دورۀ باستان، در اواخر قرن هشتم ق م به طور قابل ملاحظه ای یکسان بوده است. طی دوران باستان، دنیای یونانی، سلسله ای از تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بنیادین را از سر گذراند. برخی از این تحولات عبارت بودند از: توسعۀ جمعیت های محلی؛ احیاء بازرگانی؛ رشد سریع مستعمره نشین ها در سواحل مدیترانه و دریای سیاه، افزایش انواع محصولات کشاورزی چون زیتون و انگور؛ احیاء خواندن و نوشتن ادبیات مکتوب؛ ظهور معماری عظیم و…
شاید این نکته تعجب آور به نظر آید که در میان همۀ این مجموعه فعالیتهای مشحون از تحول و تغییر، زندگی و نقش زنان، تغییری بس اندک یافت. جامعه یونان هنوز پدر سالارانه بود، مرد در رأس خانواده و صاحب یا قیم (کوریوس) زن به شمار می آمد. جامعه به این معنی پدر سالارانه بود که نام خانوادگی و اموال به طور ارثی از پدر به پسر می رسید؛ و خانواده (اویکوس) واحد اصلی جامعۀ محل اصلی زندگی زنان محسوب می شد. برخی وظایف زنان آزاد، عبارت بود از: ریسندگی و بافندگی، شستشوی لباس، استحمام همسران، نظارت بر پوشاندن اجساد و برگزاری مراسم کفن و دفن.

برکنار شدن زنان شوهردار از صحنۀ تاریخ یونان:

چیزی که در تمدن یونان چون سایر جنبه های آن شگفت انگیز است، آن است که بدون دخالت و انگیزش زنان به اوج خود رسیده است. عصر پهلوانی یونان به یاری زنان شکوهمند شد و در دوران پادشاهان مستبد از برکت وجود آنان درخشندگی شاعرانه و غنایی یافت، ولی از آن پس، تقریباً یک شبه، زنان شوهردار از صحنۀ تاریخ یونان برکنار می شوند، گویی فقط برای بطلان رابطه ای که بین مقام زن و سطح تمدن فرض شده بود، این اتفاق روی داد. در تاریخ هرودوت زنان در همه جا حاضرند ولی در تاریخ توسیدید از آنان اثری در میان نیست. در ادبیات یونان، از اشعار سمونیدس آمورگوسی تا آثار لوکیانوس، همه جا پی در پی از خطاها و زشتکاریهای زنان سخن می رود؛ در پایان این دوره، حتی پلوتارک مهربان نیز گفتار توسیدید را تکرار می کند. او می گوید: «نام یک زن پاکدامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.»

حقوق مدنی زنان یونان باستان:

در سراسر تاریخ یونان باستان، زنان از اندک حقوق مدنی برخوردار بودند. افزون بر این، تقریباً همۀ مردان و بیشتر زنان، این وضعیت را به عنوان امری طبیعی پذیرفته بودند. اما باید گفت از دیدگاه امروز چنین امری بی تردید غیر طبیعی و ناعادلانه می نماید و شایستۀ جامعه ای چون جامعۀ یونان نیست که از بسیاری جهات و به شکلی نامعمول نسبت به عصر خود پیشرفته و روشن بین بود.
صدور حکمی کلی دربارۀ زندگی همۀ زنان یونان باستان قابل قبول نخواهد بود. اگرچه تقریباً همیشه زنان نسبت به مردان (در یونان باستان) از ارزش کمتری برخوردار بودند، ولی موقعیت ها و فرصتهای آنها و رفتار دیگران با آنان در همۀ قلمروها و دوره های تاریخی یونان یکسان نبوده است. دانشمندان معاصر، تاریخ یونان باستان را به چندین دورۀ کلی تقسیم می کنند: دوران برنز، دوران تاریکی، دوران کهن، دوران کلاسیک و دوران هلنی. البته نسبت و میزان جایگاه های قانونی، فعالیتهای اجتماعی و فرصتهای زنان در دوران باستان یونان، بر حسب زمان و مکان متفاوت بوده است.

جایگاه زن در جامعۀ یونان قدیم:

در یونان قدیم، زنان بر اساس نفع و زیان مردان سنجیده می شوند و در نظر مردان، نقش زنان در درون خانه مفیدتر است تا در اجتماع. زن در این دوران به هنگام ازدواج، از خانوادۀ خود می گسلد و تقریباً همچون خدمتکار به خانۀ شوهر می رود و حتی خدایان دیگری را پس از ازدواج پرستش می کند. زن یونانی در آن دوران حق بستن قرارداد نداشت، نمی توانست بیش از مبلغ ناچیزی وام بستاند، و حتی اقامۀ دعوی در محکمه برایش ممکن نبود.
در قوانین سولون (Solon، قانونگذار و شاعر آتنی) کارهایی که تحت تأثیر زنان صورت می گرفت، اعتبار قانونی نداشت. زنان پس از مرگ شوهر، از ارث او سهمی نمی بردند. حتی نقص جسمی و طبیعی زنان نیز یکی از عللی است که آنان را قانوناً مطیع و منقاد مردان می ساخت، زیرا همچنانکه جهل مردم بدوی دربارۀ سهمی که مردان در تولید نسل دارند موجب ارتقای مقام زن شده بود، عقیدۀ جاری در یونان عصر طلایی نیز مبنی بر اینکه نیروی تولید مثل تنها از آن مرد است و زن جز حمل طفل و پرستاری وی وظیفه ای ندارد؛ شأن مرد را بالا برده بود.

دلایل آزاد نبودن زنان و دختران یونان:

از دیگر دلایلی که زن را در یونان باستان، زیردست مرد ساخته بود آن است که سن شوهر همیشه بیش از زن بود. سن مرد به هنگام ازدواج معمولاً دو برابر سن زن بود، از این رو تا حدودی می توانست افکار زن را با عقاید خویش سازگار سازد. بی شک مردان آتنی از آزادیهایی که در امور جنسی داشتند، چنان آگاه بودند که هرگز زنان و دختران خود را آزاد نمی گذاشتند و با گوشه نشین ساختن آنان، در واقع آزادی خود را تأمین می کردند. رابطۀ جنسی این مردان در جامعه، با زنان و دخترانی بود که از آزادی نسبی اجتماعی و حتی فکری برخوردار بودند و می توانستند به صورت خود خواسته با مردان به آمیزش و لذت جویی بپردازند. مردان نیز با آگاهی کامل از این موضوع، عرصۀ آزادی را بر زنان و دختران خویش تنگ کرده بودند تا مبادا با دست یابی به آزادی بتوانند با مردان دیگر بیامیزند و زمینۀ شرمساری آنان را فراهم کنند زیرا جامعۀ یونانی برای آن دسته از مردانی که زنان و دخترانشان با دیگران رابطۀ جنسی برقرار می کردند و این رابطه نیز فاش می شد، پیامدهایی منفی و سرزنش گرایانه ای را به وجود می آورد و از شأن و مقام آنان می کاست.

تفاوت زنان آتن و اسپارت در آزادی های اجتماعی:

زنان آتنی نسبت به زنان ایالتهای دیگر یونان، خیلی بیشتر تحت نظارت و کنترل قرار داشتند، و نیز از فرصتهای کمتری برای نشان دادن خود برخوردار بودند. مثلاً زنان اسپارت می توانستند ورزشهای پهلوانی بیاموزند؛ در حالی که زنان آتنی در همان زمان و در همان سرزمین از این امتیاز بی بهره بودند.
از آنجا که بیشتر مدارک برجای مانده از یونان باستان مربوط به آتنی هاست، تصویر موجود از زنان یونان باستان بسیار پیچیده و محدود است. آتن یکی از بزرگترین و مقتدرترین دولت شهرهای یونان محسوب می شد، و از این رو بسیاری از پژوهشگران معاصر، آداب و رسوم و عقاید آتنی ها را نمونۀ آداب و رسوم و عقاید اجتماعی سراسر یونان دانسته اند. بر اساس این نظریه، زندگی زنان در بیشتر دولت شهرهای یونان به زندگی زنان آتنی بسیار نزدیک بوده است. با این همه چنین می نمود که نقش و موقعیت زنان در اسپارت، سخت محدود، و با دیگر قلمروهای یونان ناهمگون بود. ولی محققان معاصر در این نظریه تردید کرده اند و اکنون معلوم شده است که رفتار مردم اسپارت با زنان بسیار آزادانه، شایسته تر و معتدل تر بوده است، در حالی که در آتن با زنان بسیار محافظه کارانه تر رفتار می کردند و حتی در بیشتر ایالتهای یونان باستان، آزادی و فرصتهای بیشتری، نسبت به آتن، به زنان می دادند.

علت ترجیح دادن روسپیگری به ازدواج توسط زنان یونانی:

زنان یونانی فقط در صورتی می توانستند خویشان و دوستان خود را ملاقات کنند و در جشنهای مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملاً در حجاب و تحت مراقبت می بودند، در مواقع دیگر باید در خانه می ماندند و نمی گذاشتند که کسی حتی از درون پنجره نیز به آنان نظر بیندازد. بیشتر عمر آنها در حرمسرای واقع در پشت خانه سپری می شد و هیچ مردی حق ورود به آنجا را نداشت و حتی زمانی که شوهرشان مهمان داشت، نباید در نزد وی حاضر می شدند. همین سختگیریهای ناخردمندانه باعث شده بود که در بیشتر موارد زنان روسپیگری را به ازدواج ترجیح دهند زیرا ازدواج برای آنان به منزلۀ اسارت و دوری از جامعه و زیبایی های آن بود اما فاحشه گری با همۀ زشتی هایی که داشت، حداقل به آنان آزادی می بخشید.

دیدگاه مثبت هومر به زنان در اشعارش:

در اشعار حماسی هومر نیز برخی دیدگاه های مثبت دربارۀ زنان دیده می شود. اگرچه زنان در اینگونه آثار به طور کلی سرسپردۀ مردان به شمار می آمدند؛ ولی این به آن معنی نیست که تصویری ناشایسته و پست از آنان ارائه شود. مثلاً در کتاب حماسی ادیسه هومر، اُدوسیوس آنقدر به همسرش، پنلوپه، اعتماد داشت که کشور و تاج و تخت خود را به او سپرد و عازم تروا شد. او به همسرش چنین گفت: «نمی دانم آیا خدایان به من اجازۀ بازگشت خواهند داد؟» «آیا بر تروا مستولی خواهم شد؟ اما هر چه را اینجاست در اختیار تو می گذارم و می روم.»

پنلوپه، اثر: جوزف رایت، 1783 تا 1784 میلادی:
پنلوپه زن زیبای یونانی

در ایلیاد، آگاممنون، پادشاه میسنی ها و سردار سپاه، محافظت از کشور پادشاهی اش را به دست همسرش، کلوتمنسترا، سپرد و رفت. علاوه بر این در میان برخی از ویژگی های زنان هومری، به ازدواجهای خوب و شخصیتهای بسیار قوی اشاره شده است که شوهرانشان آنها را دوست داشتند و به آنان احترام می گذاشتند. در ایلیاد وقتی که هکتور، قهرمان افسانه ای یونان و تروا، برای حمله به یونانی ها آماده می شد، نخست جویای همسرش، آندروماخه، شد که مشتاقانه در پی هکتور می گشت. دیدار آنها در دروازۀ اسکائیان اتفاق افتاد. این دیدار یکی از غم انگیزترین و تکان دهنده ترین صحنه ها در ادبیات یونانی است که رابطۀ دوستانه و پر عطوفت دو جانبه ای را به نمایش می گذارد. در این دیدار واپسین، هکتور با احترام به سخنان همسرش گوش کرد و سپس به او گفت: دردناکتر از مرگ برادرانم در این جنگ، آن خواهد بود که تصور کنم که پس از مرگ من و سقوط تروا، تو را به بردگی گیرند و به جایی دور در یونان بفرستند؛ و فریاد زد: «نه! بگذارید قبل از آنکه گریۀ تو و خبر دور کردنت را بشنوم، زمین بر پیکر بی جان من فرو ریزد و انباشته گردد!»

وداع هکتور با آندروماخه، اثر: آنتون لوزنکو، 1773 میلادی:
وداع هکتور با زن جوان و زیبای خود

سوگواری آندروماخه بر جنازۀ هکتور، اثر: ژاک لویی داوید، قرن 18 میلادی:
آندروماخه از زنان جوان و زیبای یونان باستان

آزادی نسبی زنان در عصر پریکلس:

در اواخر عصر پریکلس (سیاستمدار آتنی) برای آزاد ساختن زنان نهضتی پدید آمد. اوریپید، در خطابه های دلیرانه اش، ضمن اشاره های معتدل از زنان نیز دفاع می کند که البته آریستوفان با وقاحتی پرهیاهو آنان را به سخره می گیرد. در این دوران زنان خود وارد معرکه می شوند و می کوشند تا آنجا که پیشرفت علم شیمی ایجاب می کند، در زیبا ساختن خویش با روسپیان ممتاز رقابت کنند. در نمایشنامۀ لوسیستراتا، اثر آریستوفان، کلئونیکا می گوید: «از ما زنان چه کار معقولی ساخته است؟ تنها کاری که از ما برمی آید آن است که با رنگ و روغنهایی که بر گونه ها و لبان خود مالیده ایم، و با جامه های نازک و سایر متعلقات آن گرد هم بنشینیم.» از سال 411 ق م به بعد، سهم زنان در نمایشهای آتن بیشتر می شود و این خود نشان از آن دارد که آنها روز به روز از تنهایی و انزوایی که گریبانگیرشان بوده است گریزانتر می شدند.

تسلط زنان بر مردان و ظهور چهره های شریف و درخشان:

در خلال این تحول (حضور زنان در اجتماع)، تأثیر حقیقی مردان بر زنان همچنان باقی بود؛ زنان تا حد وسیعی واقعیت انقیاد و اطاعت خود را کاهش داده بودند. اشتیاق مردان به زنان افزونتر بود و این خود در آتن، چون هر جای دیگر، برای زنان امتیاز بزرگی بود. سمیوئل جانسن می گوید: «آقا، طبیعت چنان قدرتی به زنان داده است که قانون هرگز نمی تواند چیزی بر آن بیفزاید.»
در آن دوران گاهی غلبۀ طبیعی زنان بر اثر مال و جهاز یا زبان آوری آنان یا به وسیلۀ خاصیت زن دوستی مردان، تشدید می شد. تسلط زنان اغلب از زیباییشان سرچشمه می گرفت، و گاه نیز زادن و پروردن کودکان دلبند یا وابستگی روحی استواری که در بوتۀ آزمایشهای زندگی مشترک پدید آمده بود، موجب آن می گردید. عصری که چهره های شریف و درخشانی همچون: آنتیکونه، الکستیس، ایفیگنیا، و آندروماخه، و قهرمانان زنی همچون: هکابه (زن اسطوره ای یونان باستان)، کاساندرا، و مدیا، و شاعری توانا همانند ساپفو (از شاعران غنایی یونان باستان) را پدید آورده است، هرگز نمی توانسته از اعماق روح زن غافل بماند.
مردان عادی آتن زنان خود را دوست می داشتند و غالباً محبت خویش را از آنان پنهان نمی کردند. سنگ قبرهای سالم مانده از آن دوران، نمودار شگفت انگیز محبتی است که زن و شوهر به یکدیگر و فرزندان خود داشتند. بر سنگ گوری متعلق به آن دوران چنین نوشته است: «ماراتونیس، نیکوپولیس را در این گور نهاد و بر این صندوق مرمرین اشک ریخت. ولی سودی نداشت. مردی که زنش مرده و بر روی زمین تنها مانده است، به چه کار می آید؟»

لائیس کورنتی، از مشهورترین زنان روسپی یونان باستان:

جامعۀ یونان قدیم دارای سطح گسترده ای از زنان متفاوت بود که هر یک از آنها شیوه ای را برای زندگی خود انتخاب کرده بودند. عده ای از این زنان تن به ازدواجهای یکسویه داده بودند که به گوشه نشینی آنها در خانۀ شوهر می انجامید. عده ای دیگر نیز این شانس را داشتند که با مردانی خردمند ازدواج کنند و در ضمن دارا بودن یک همسر خوب و یک خانوادۀ خوب، همچنان از آزادی نیز برخوردار باشند. اما در این میان دسته ای از زنان زیبارو بودند که برای به دست آوردن آزادی کامل و همچنین به دست آوردن ثروت، تن به روسپیگری می دادند. یکی از مشهورترین این زنان، لائیس کورنتی نام داشت.
آنتایوس می گوید که: «لائیس کورنتی، زیباترین زنی بوده است که آدمیان دیده اند.» همۀ شهرهایی که هومر را به خود منسوب می کردند افتخار می کردند که ولادت این زن را نیز دیده اند؛ پیکرتراشان و نقاشان از او درخواست می کردند که سرمشق کارشان قرار گیرد، لکن وی شرمناک بود. مورون (Myron، پیکرتراش بزرگ یونانی در قرن پنجم ق م) که در دوران پیری خویش، او را به کارگاه خود می برد، هنگامی که دخترک جامه از تن به در می کند، پیکرتراش پیر ریش و موی سپید خویش را فراموش می کند و همۀ دارایی خود را در ازای یک شب همبستری به او تقدیم می دارد، ولی دخترک لبخندی زده، شانه های گرد خویش را بالا می اندازد و پیکرتراش پیر را بی پیکر گذارده و می رود؛ سحرگاه روز بعد، مورون که در آتش نوجوانی دوبارۀ خویش می سوزد، موی را آراسته، ریش را تراشیده، جامۀ گلگون بر تن می کند، کمربند طلایی بر کمر می بندد، زنجیری زرّین بر گردن می افکند و در همۀ انگشتان خویش انگشتری می کند؛ سپس بر گونه ها غازه (سرخاب) مالید، جامه و تن را عطرآگین ساخته و به سراغ لائیس می رود و عشق خویش را بر او عرضه می دارد. دخترک، که او را از ورای دگرگونی هایش بازمی شناسد، چنین می گوید: «ای دوست بینوا، تو از من چیزی می خواهی که آن را دیروز از پدرت دریغ داشتم!»

لائیس کورنتی، اثر: هانس هلباین پسر، 1526 میلادی:
لائیس کورنتی از روسپیان جوان و زیبای یونانی

ثروت اندوزی و مرگ لائیس:

لائیس به واسطۀ روسپیگری، ثروتی گران می اندوزد، لکن وصال خویش را از عشاق فقیر اما صاحب جمل دریغ نمی دارد. دموستن زشت روی (Demosthenes، خطیب مشهور یونانی که از چهرۀ زیبایی برخوردار نبود) خواستار وصال او می شود، ولی دخترک بر یک شب خود ده هزار دراخما نرخ می گذارد و دموستن را در دم به سوی تقوا بازگشت می دهد! لائیس از آریستیپوس دولتمند (Aristippus، فیلسوف یونانی در قرن پنجم ق م) در ازای همبستری با وی، چندان مال می ستاند که حتی خدمتکارش نیز بیمناک می گردد؛ ولی چون دوست دارد که فلاسفه را در پیش پای خود به زانو ببیند، خود را در ازای مبلغی ناچیز به دیوجانس مسکین (Diogenes، فیلسوف کلبی مذهب در قرن پنجم ق م) تسلیم می کند و با وی درمی آمیزد.
لائیس همۀ دارایی خویش را برای معابد و بناهای عمومی و در راه دوستان خویش صرف می کند و سرنجام به سرنوشت امثال خودش دچار و به فقر و تنگدستی دوران جوانی باز می گردد ولی تا پایان عمر، بردبارانه به کار خویش ادامه می دهد. بعد از درگذشتش، او را در آرامگاهی چنان پرشکوه جای می دهند که گویی بزرگترین فاتحی بوده است که تا آن زمان در یونان زاده شده بود. لائیس از نمونه دخترانی بود که در جامعۀ یونان قدیم به خاطر فقر و همچنین سختگیری های رایج در مورد زنان، به خاطر کسب ثروت و آزادی اجتماعی و شخصی، تن به روسپیگری سپرد و تا پایان عمر این راه غیر اخلاقی را نیز ادامه داد.

منابع متن:
1- تاریخ تمدن ویل دورانت، جلد دوم، یونان باستان، مترجمان: امیرحسین آریان پور، فتح اله مجتبائی، هوشنگ پیرنظر. شرکت انتشارات علمی فرهنگی، تهران: 1380.
2- زنان یونان باستان، نویسنده: دان ناردو، مترجم: لیلا رضایی، انتشارات ققنوس، تهران: 1397.

دیدگاه خود را بنویسید:

۱۳۹۸ - ۱۳۹۱ © تمام حقوق محفوظ است.