دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان

دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان
دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان

دوبیتی‌های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان سرآغازی است برای این نوشته تا بتوانیم در حد توان به شرح حال این عارف بزرگ بپردازیم. عظمت باباطاهر درخشش و جلوه‌ای منحصر به فرد دارد و گذشت زمان و گرد و غبار آن در طول سالیان و قرنهای متمادی نتوانسته ذره‌ای از این همه بزرگی و آوازه را تیره و مخدوش سازد. باباطاهر عریان، پیری وارسته و عارفی روشن ضمیر است که در پهنۀ عرفان به عالیترین مدارج کرامت و فضیلت دست یافته و به درستی که بنا به اعتراف خودش، دریای خروشانی است که در قالب جسمی فانی زندانی شده است. در این مینیاتور بسیار زیبا می‌توانیم خطاطی شعرهای فارسی زیبا و کوتاه باباطاهر را مشاهده کنیم که با مهارتی تمام نگاشته شده‌اند. البته اشعار پارسی همیشه مورد توجه خوشنویسان ایرانی بوده‌اند که در این اثر نیز می‌توان یکی از بهترین نمونه‌های آنها را مشاهده کرد.

خوشنویس: ناشناس
تاریخ خوشنویسی: قرن شانزده میلادی
مکان خلق: کشور ایران
خط: نستعلیق
موضوع: نظم و نثر
شاعر نظم: باباطاهر عریان

زادگاه باباطاهر عریان کجاست؟

باباطاهر عریان متولد همدان است و در همان شهر نیز روی در نقاب خاک کشیده، اما بعضی از محققین از جمله پرفسور «مینورسکی» مستشرق روسی، او را لرستانی دانسته اند، گاهاً روایات و سخنانی نیز نقل گردیده که زادگاه و موطن باباطاهر را مازندران قلمداد کرده اند، اما این روایات پایه و مبنای استواری ندارند. اما بدون شک آنچه مسلّم می نماید آنست که چون سروده های باباطاهر به زبان و لهجه و فرهنگ سنتی عامۀ مردم پیوسته است، تمام روستائیان ساده دل و چادرنشینان و چوپانان پاک نهاد و به خصوص مردمی که در دامنۀ کوه الوند و در آغوش طبیعت با صفای آن زندگی می کنند، او را منسوب به خود می دانند.

دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان

شعر: دلا اصلاً نترسی از ره دور، باباطاهر

دلیل شهرت دوبیتی های فلسفی باباطاهر

بدون شک باباطاهر عریان یکی از نامدارترین دوبیتی سرایان ایران بوده و است که دلایل مختلفی در شهرت یافتن اشعار زیبای او قابل بیان است. دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان دارای قابلیت و ویژگی عامه فهمی می باشند، یعنی حتی مردم عادی نیز به آسانی می توانند اشعار او را بخوانند و معنای آن را دریابند. حتی مردم ساده دل روستایی و بادیه نشینان و چوپانان بیابان گرد نیز با اینکه از سواد چندانی برخوردار نیستند نیز می توانند دوبیتی های زیبا و فلسفی و عرفانی او را متوجه شوند. دلیل اصلی شهرت یافتن اشعار باباطاهر در میان عموم مردم نیز همین سادگی و قابل فهم بودن آنها می باشد. دلیل اینکه به باباطاهر، عریان می گویند هم این است که دوبیتی ها و اشعار عرفانی و فلسفی وی از تکلفات و پیچیدگی ها و صنایع دشوار ادبی و تشبیهات سخت عریان هستند. در واقع عریان بودن اشعار وی به معنای ساده بودن آنهاست.

دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان

شعر: چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی، باباطاهر

سال تولد باباطاهر عریان کی بوده است؟

در مورد سال تولد باباطاهر عریان هیچ سند روشنی در دست نیست و تواریخی هم که از سوی صاحب نظران پیرامون تاریخ تولد وی نقل شده، به قدری پریشان و ناهماهنگ است که نمی توان از میان آنها زمان دقیق زاده شدن باباطاهر را تعیین نمود. برای مثال چند نمونه از این نقل قول ها و روایات دربارۀ تاریخ تولد باباطاهر را در زیر می آوریم:

1- مرحوم رضا قلیخان هدایت، مؤلف کتاب «مجمع الفصحاء» و «ریاض العارفین»، فقط سال وفات باباطاهر را 410 هجری قمری ذکر کرده ولی هیچگونه اشاره ای در مورد سال تولد او ننموده است. طبیعی است که فقط با دانستن تاریخ سال درگذشت یک فرد (آن هم در صورت مطمئن بودن از آن تاریخ)، نمی توان به تاریخ دقیق تولد آن فرد پی برد و فقط می توان با حدس و گمانهای تقریبی اشاراتی را بیان نمود که ممکن است با تاریخ اصلی تفاوت داشته باشند. اما با این حال همین که می توانیم تا حدودی دربارۀ تاریخ مرگ باباطاهر عریان اطمینان داشته باشیم، جای خرسندی است زیرا می دانیم که وی در چه قرنی می زیسته است.

دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان

شعر: محبت آتشی در جانم افروخت، باباطاهر

2- میرزا مهدی خان کوکب با استناد به دوبیتی زیر از باباطاهر و با مراجعه به جدول حروف ابجد، سال تولد او را 326 هجری قمری دانسته زیرا مجموع کلمات اَلِفقَد و طاهر و دریا مساوی 215 می شوند که با اضافه کردن آن به الف که برابر 111 می باشد، عدد 326 به دست می آید.

مُو آن بحرم که در ظرف آمدستم
مُو آن نقطه که در حرف آمدستم

بِهَر الفی الف قدی برآید
اَلِفقَدم که در الف آمدستم

پرفسور مینورسکی با استناد به نوشتۀ میزا مهدی خان کوکب، ظاهراً همان سال 326 هجری قمری را تاریخ ولادت باباطاهر دانسته است.

3- مرحوم رشید یاسمی پس از رد نظریۀ میرزا مهدی خان، با استناد به حکایت ملاقات طغرل پادشاه سلجوقی و باباطاهر، چنین اظهار نظر کرده که این ملاقات در حدود سالهای 447 یا 450 هجری قمری اتفاق افتاده است. از احترامی که طغرل در حق باباطاهر قایل گردیده می توان چنین برداشت کرد که در آن لحظه سن آن پیر طریقت باید بیشتر از پنجاه سال بوده باشد که با این حساب تولد باباطاهر عریان در اواخر قرن چهارم صورت گرفته است.

دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان

شعر: دلا خوبان دل خونین پسندند، باباطاهر

4- گروهی دیگر از دانشمندان و محققین از جمله مرحوم علامه محمد قزوینی و مرحوم مجتبی مینوی و مرحوم وحید دستگردی و پرفسور «ادوارد براون» و «هرن آلن» و «کلمان هُوار» و چند تن دیگر از مستشرقین خارجی، هر یک با توجه به استدلالات شخصی و برداشتهای گوناگون از منابع و مآخذ قدیمی، نظرات متفاوتی را در مورد سال تولد باباطاهر عریان ابراز کرده اند که متأسفانه هیچگونه یکنواختی و هماهنگی بین آنها به چشم نمی خورد. خلاصۀ کلام آنکه جای هیچگونه تردیدی نیست که کهنه ترین سند موجود همان روایت ملاقات طغرل و باباطاهر است که توسط نجم الدین ابوبکر راوندی ذکر گردیده و از سوی همۀ صاحب نظران نیز پذیرفته شده است. با این حساب باید با اندکی چشم پوشی، تاریخ تولد باباطاهر را اواخر قرن چهارم دانست که به نظر بیشتر راویان نیز نزدیک است.

زبان و ویژگیهای دوبیتی های زیبای باباطاهر

لهجۀ دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان به عقیدۀ «کلمان هوار» و «دار مستتر»، دو تن از شرق شناسانی که اشعار باباطاهر را در خارج جمع آوری و ترجمه و منتشر کرده اند، شاخه ای از زبان اوستایی است که آنها را فهلویات می نامند. انتخاب این لهجۀ خاص و به خصوص وزن ساده و دلچسب (مفاعیلن، مفاعیلن، مفاعیل) از سوی باباطاهر اتفاقی نبوده بلکه این پیر روشن ضمیر با وجود آشنایی کامل بر زبان عربی و فرهنگ قرآن، تعمداً این لهجه را برگزیده تا گوشه ای از میراث ارزندۀ نیاکانش را حفظ کند. به عبارت دیگر، باباطاهر نیز همان هدف مقدسی را در سر پرورانده است که حکیم طوس، فردوسی، سی سال از بهترین ایام عمر خود را بر سر حفظ و حراست آن مصروف داشت.

دوبیتی های زیبا و فلسفی

شعر: الهی گردن گردون شود خرد، باباطاهر

مرگ پسر باباطاهر عریان به هنگام جوانی

مآخذ چندانی در دست نیست که بتوان با مراجعه به آنها از چگونگی احوال و ویژگیهای اخلاقی و سایر نکات زندگی باباطاهر عریان اطلاعی به دست آورد، لیکن در خلال اشعارش گاه به نکات قابل توجهی بر می خوریم، از جمله اینکه او را پسری بوده است فریدون نام که دست اجل در جوانی غنچۀ عمرش را پرپر نموده و باباطاهر حسرت و سوزش را در فقدان فرزند اینگونه بیان می کند:

بُوره کز دیده جیحونی بسازیم
بُوره لیلی و مجنونی بسازیم

فریدون عزیز از دست مُو رفت
بُوره کز نو فریدونی بسازیم

خصایص اشعار و دوبیتی های باباطاهر

یکی دیگر از خصایص بارزی که از میان اشعار و دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان می توان دریافت، سادگی دل و صفای باطن و پشت پا زدن به خواهشهای نفسانی است. از سوی دیگر کلامش سخت اندوهگین می نماید، گویی غمی بس جانکاه بر دوش جانش سنگینی می کند و سیر و سفر و چشیدن طعم تلخ غربت نیز به این اندوه دامن می زند و از او مردی می سازد که اگرچه تجاربی گرانبها از گشت و گذارهایش به دست می آورد، لیکن در خلال همان مسافرتها به گذر بی امان عمر نیز فیلسوفانه می نگرد و طنین گامهای پیری و نزدیک شدن مرگ را به گوش جان می شنود. باباطاهر در دوبیتی زیبا و فلسفی زیر به خوبی به ناپایداری زندگی و نزدیک بودن مرگ به آدمی اشاره می کند:

اگر شاهین به چرخ هشتمینه
کند فریاد مرگ اندر کمینه!

اگر صد سال در دنیا بمانی
در آخر منزلت زیر زمینه

صفات و معلومات باباطاهر عریان

باباطاهر عریان مردیست ساده دل و ساده انگار، اما دقیق بین و نکته سنج. او از دانشی شایان توجه برخوردار است و به زبان عربی آشنایی کامل دارد و جملات و کلمات قصاری که به این زبان آورده است، نشان دهندۀ این موضوع است که او بر این زبان تسط داشته. باباطاهر در عرفان به مقامی شامخ دست یافته بود تا جایی که درجۀ کراماتش را از عین القضاه همدانی برتر دانسته اند. شاهد بر این مدعا حکایت نامعتبری است که در مورد برخورد این دو عارف وارسته نقل شده است. البته بین تاریخ وفات باباطاهر (410 ه.ق) و زمان ولادت عین القضاه (492 ه.ق) حدود هشتاد سال فاصله موجود است و امکان ملاقات این دو عارف غیر ممکن می باشد، اما بازگویی این روایت ساختگی خالی از لطف نیست.

دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان

شعر: اگر یار مرا دیدی به خلوت، باباطاهر

روایت ملاقات باباطاهر عریان و عین القضاه همدانی

می گویند پس از اینکه قاضی عین القضاه همدانی را به جرم تکفیر (به فتوای مشایخ شهر) سر بریدند، گروه زیادی از مردم پیرامونش گرد آمدند، باباطاهر از آنجا می گذشت و چون کشتۀ او را بدید گفت: «برخیز که عاشقان چنین نخسبند». در همان لحظه قاضی از جای برخاست و سر خود به دست گرفت و به قبرستان گریخت، مردم شهر به دنبالش دوان می رفتند تا قاضی به قبرستان رسید و در چاله ای فرو رفت و از دیده ها ناپدید شد. هنوز هم در همدان آن چاله به چالۀ عین القضاه مشهور است.

دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان

شعر: شب تاریک و سنگستان و مو مست، باباطاهر

به یقین نمی توان اینگونه افسانه های جعلی را در مورد باباطاهر، این پیر وارسته، پذیرفت زیرا وی نیازی به ساختن و پرداختن اینگونه روایات ندارد. بهتر است او را با همان سادگی و صفا و واقعاً عریان از تمام تعلقات مادی تماشا کرد چراکه زیباترین جلوۀ باباطاهر عریان غلبه بر نفس سرکش و آرزوها و خواسته های گمراه کنندۀ آن است و بس.

دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان

شعر: اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ، باباطاهر

آثار باقیمانده از باباطاهر عریان

در مورد مقام علمی باباطاهر عریان کافی است که تعدادی از آثار باقیمانده اش را گذرا مرور نمائیم زیراکه گفته اند: مشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید.

1- زیباترین و عالیترین اثر باباطاهر، این مرشد حقیقی، مجموعه ترانه های اوست که در قالب دوبیتی سروده شده و تحت عنوان فهلویات شناخته می شوند و مورد پسند خاطر عامۀ مردم هستند.

2- اثر دیگر باباطاهر، مجموعه کلمات قصار است که به زبان عربی نوشته شده و اشتباهاً منسوب به عین القضاه همدانی گردیده اند. این کلمات قصار، پیرامون حالات و مراحل سیر و سلوک عرفا و مشایخ می باشند.

3- کتاب «سرانجام» نیز اثر باباطاهر عریان است. این کتاب نسخه ای خطی است که به زبان عربی نوشته شده و هم اکنون در کتابخانۀ ملی فرانسه قرار دارد.

4- یکی دیگر از آثار باباطاهر عریان «تفسیر الفتوحات الربانی فی اشارات الهمدانی» است. این اثر نیز یک نسخۀ خطی به زبان عربی می باشد که توسط جانی بیک عزیزی شرح گردیده.

دوبیتی های زیبا و فلسفی

شعر: بیا تا دست ازین عالم بداریم، باباطاهر

شخصیت و منش و مسلک باباطاهر عریان

خمیرمایۀ شخصیت و منش و مسلک باباطاهر عریان به دو وجه خاص شکل پذیرفته است:

1- باباطاهر، این عارف دلسوخته، منشی صوفیانه دارد و به همین سبب در بین اشعارش بارها به نمونه هایی بر می خوریم که خود را با عناوین صوفیانه ای چون: رند، قلندر، محنت کش، بی سر و سامان، غریب سوخته، مجنون، سرگشته، بی خانمان و غیره نشان می دهد.

2- باباطاهر از پیروان و مریدان مذهب تشیع اثنی عشری است و بسیاری از محققین با استناد به چند فقره از دوبیتی هایش که با بیانی رمزی و استعاری می فرماید:

خداوندا به حق هشت و چارو
ز ما بگذر شتر دیدی ندیدی

و یا در بیت زیر:

خدایا روشنایی بر دلم نه
که تا وینم جمال هشت و چارو

ارادت او را به این مذهب و ائمۀ اطهار به اثبات رسانده اند زیراکه به شیوۀ استعاره مراد از کلمۀ هشت و چهار، دوازده امام می باشد.

تاریخ درگذشت باباطاهر عریان

بر خلاف ابهامات و اختلاف هایی که در مورد تولد باباطاهر عریان بین صاحب نظران موجود است، در مورد تاریخ درگذشت او تقریباً می توان به نتیجۀ روشنی دست یافت. در زیر به برخی از این تاریخ ها که از سوی متفکرین بزرگ ارائه شده اشاره می کنیم:

1- مرحوم هدایت در مجمع الفصحا، سال درگذشت باباطاهر را 410 هجری قمری دانسته و اذعان می کند که باباطاهر با دیالمه در یک زمان می زیسته اشت.

2- با استناد به راحه الصدور (کتابی که حدوداً 150 سال بعد از درگذشت باباطاهر تألیف شده) و ملاقاتی که باباطاهر با طغرل سلجوقی داشته، قاعدتاً او باید پس از 447 هجری قمری دار فانی را وداع گفته باشد.

3- پرفسور مینورسکی نیز با تکیه بر همین کتاب و همین حکایت، باباطاهر را معاصر با ابوعلی سینا (وفات یافته در سال 428 ه. ق) دانسته و درگذشت باباطاهر را کمی بعد از 447 به حساب آورده است.

4- ملاقاتی که در راحه الصدور راوندی بین باباطاهر عریان و طغرل نقل شده، همزمان با لشکرکشی طغرل به همدان در سالهای 447 یا 450 هجری قمری صورت پذیرفته و طبق استناد مینورسکی و ادوارد براون به این سند تاریخی که رضا قلیخان هدایت بیان کرده، غیر قابل قبول است و در نتیجه بهتر است با خیالی آسوده به گفتۀ راوندی و تاریخ مذکور او اعتماد کرد.

دوبیتی های زیبا و فلسفی باباطاهر عریان

شعر: اگر شیری اگر میری اگر مور، باباطاهر

ملاقات باباطاهر عریان با طغرل سلجوقی

راوندی در کتاب راحه الصدور دربارۀ ملاقات باباطاهر عریان با طغرل سلجوقی چنین آورده است که:
«وقتی طغرل بیک ترک با آن لشکر جرار عازم بغداد بود به باباطاهر برخورد کرد. گفتگوی این مجذوب دیوانه با آن مرد مقتدر، حکایت از قدرتی درونی در وجود این درویش می کند که مطلقاً با سست گیری و کاهلی میانه ندارد. او رو به طغرل فاتح و مغرور کرد و گفت: ای ترک با خلق خدا چه خواهی کرد؟ سلطان گفت: آنچه تو فرمایی. باباطاهر گفت: آن کن که خدا می فرماید: [ان الله یأمر بالعدل و الاحسان]
سلطان بگریست و گفت: چنین کنم. اگر دو من تیزاب سلطانی هم روی سلطان می ریختی، هرگز آنقدر در او اثر نمی داشت که این گفتار باباطاهر کرد.» آری اینچنین است جایگاه باباطاهر، این پیرمرد عارف با دوبیتی های زیبا و فلفسی اش…

منبع متن:
کتاب دیوان کامل باباطاهر عریان، به خط و تصحیح: محمدعلی صادقی (یغما)، با مقابله از روی شش نسخۀ معتبر.

دیدگاه خود را بنویسید:

۱۳۹۹ - ۱۳۹۱ © تمام حقوق محفوظ است.