نقاشی‌های دیواری یونان باستان

نقاشی‌های دیواری یونان باستان
زنان در کنار نوازنده، سال 40 ق.م

هنر کشیدن نقاشی به خصوص نقاشی‌های دیواری یونان باستان در این سرزمین کهن سابقه‌ای بس دراز دارد. نقاشی در یونان به نوعی با مجسمه‌سازی و حکاکی همبستگی داشته و در اغلب موارد این سه هنر با هم به کار می‌رفتند. با توجه به اینکه ایجاد پیکره‌ها و تندیس‌ها در تمدن‌های گوناگون به جهت ماندگاری نام و خاطرۀ افراد مهم و تقدیس خدایان و قهرمان‌های اسطوره‌ای شکل گرفت، در یونان نیز بیشتر سیاسیون و افراد مهم و ثروتمند میل داشتند تا یادبود آنها توسط سنگ‌تراشان ماهر ایجاد شود و در معرض دید دیگران قرار گیرد. به مرور زمان که هنر نقاشی در یونان تکامل و گسترش یافت، توجه افراد مهم به زیبایی آن نیز فزونی یافت و به تدریج این هنر به شکل بسیار رایجی مورد استفاده قرار گرفت. یکی از دلایل مهم رونق نقاشی در یونان این بود که ثروتمندان حاضر بودند به نقاشان دست‌مزدهای گرافی بپردازند، به خصوص به نقاشان ماهر. به همین جهت خیل عظیمی از تصویرگرانی به وجود آمد که از راه همین هنر به ثروت‌های کلانی دست یافتند. در ادامه با برخی از آثار به جای مانده از تمدن باستانی یونان آشنا می‌شویم. [1]

نیاز به هنرمندان نقاش و مجسمه‌ساز در یونان باستان

نقاشی معمولاً آخرین هنر بزرگی است که در هر تمدنی به بلوغ می‌رسد؛ در مراحل اولیۀ فرهنگ هر ملتی، نقاشی تابع معماری و مجسمه‌سازی مذهبی است، و تنها هنگامی مستقل می‌شود که زندگی خصوصی و ثروت شخصی مردم صرف ایجاد تزیین برای خانه‌ها یا یادبود اشخاص گردد. چون از بین رفتن دموکراسی در یونان توجه عموم را از حکومت منحرف کرد، مردم دنبال تسلایی می‌گشتند که در خانه و مأوای خود داشته باشند. ثروتمندان کاخ‌های مجلل می‌ساختند و دست‌مزدهای گزافی به هنرمندان می‌دادند که فواره‌ای را تزیین کنند یا دیواری را درخشش بخشند. به این ترتیب نیاز به هنرمندان نقاش و مجسمه‌ساز در یونان باستان رو به فزونی گذاشت و نقاشی‌های دیواری یونان رفته رفته پا به عرصه نهادند. [1]

نقاشی ائوروپه سوار بر گاو نر

نقاشی ائوروپه سوار بر گاو نر در مورد شخصیت اساطیری (Europa) در یونان باستان است. پدر او آگنور (پادشاه صور؛ شهری در لبنان کنونی) و مادرش تلفاسا (Telephassa) نام داشت. مطابق منابع باستانی، یک روز زئوس (پادشاه تمام خدایان) ائوروپه را در حال بازی کردن با یک پری دریایی دید و عاشق او شد. زئوس به شکل گاوی درآمد و نزد ائوروپه رفت و وی را فریفت و با خود به جزیرۀ کرت (بزرگ‌ترین جزیرۀ یونان کهن) برد و در آنجا هویت واقعی خود را فاش کرد. این نقاشی نیز به همین داستان اسطوره‌ای اشاره دارد.

ائوروپه سوار بر گاو نر

ائوروپه سوار بر گاو نر، حدود سال‌های 20 تا 25 ق.م

چگونگی کاربرد نقاشی در یونان

در شهر اسکندریه نقاشی روی شیشه را برای تزیین روی دیوار به کار می‌بردند؛ تمام شهرهای هلنیستی برای این منظور از تخته‌های چوبی قابل حرکت استفاده می‌کردند. شاهزادگان و اشراف ترجیح می‌دادند که عکس‌های بسیار بزرگ آنها روی قطعات جدای مرمر نقاشی شود. پاوسانیان از تعداد زیادی پردۀ نقاشی گفت‌وگو می‌کند که در سفرش به یونان دیده است؛ متأسفانه جز چند تکه نقاشی رنگ پریده روی سنگ سفال، از این هنر پُر رونق چیزی باقی نمانده است. کیفیت این نقاشی‌ها را فقط باید از روی نسخه‌های بدلی رنگ و رو رفته و متوسط آنها که در پومپئی، هرکولانیوم، و رم پیدا شده قضاوت کرد. [1]

نقاشی سافو

نقاشی سافو شاعر زن یونانی، حدود سال 79 ق.م

نقاشی آرِس و آفرودیت، عاشق و معشوق‌های اساطیری

نقاشی آرِس و آفرودیت در حدود سال 45 تا 79 پیش از میلاد کشیده شده است. آرِس (خدای جنگ) و آفرودیت (الهۀ عشق و زیبایی) در یونان باستان بودند. در این اثر شاهد عشق آفرودیته و آرِس به هم هستیم. آفرودیته در مرکز نقاشی قرار دارد و به بدن آرِس تکیه داده و نیزۀ بلند او را در دست گرفته است. نقاش برای نشان دادن زیبایی وسوسه‌گر آفرودیته از لباسی نازک و بدن‌نما و همچنین جواهرات بهره گرفته است. در حالی که آفرودیته لباسی آبی رنگ بر تن دارد، آرِس با دست راست خود لباس معشوقه‌اش را کنار زده تا بدن برهنه و زیبای وی نمایان شود. این اثر یکی از زیباترین نقاشی‌های دیواری یونان باستان است که تاکنون یاقی مانده است. این نقاشی در موزۀ ملی باستان شناسی ناپل (Museo Archeologico Nazionale di Napoli) نگهداری می‌شود

آرِس و آفرودیت

آرِس و آفرودیت، حدود سال 45 تا 79 ق.م

جایگاه و مقام نقاشان یونانی

یونان مقام نقاشانش را هم‌ردیف مجسمه‌سازان و معماران خود، بلکه بالاتر می‌دانست. نقاشان دست‌مزدهای گزاف می‌گرفتند و دربارۀ زندگی ایشان هزاران داستان جذاب گفته می‌شد. «کتسیکلسِ افسوسی» که نتوانسته بود صله‌ای را که انتظار داشت از ملکۀ ستراتونیکه بگیرد، تصویر او را کشید که با ماهیگیری، به بازی دنبال هم می‌دوند. وقتی تابلو به اتمام رسید، آن را به معرض نمایش گذارد و از ترس مجازات فرار نمود. ستراتونیکه از آنجایی که تصویر چهرۀ هر دو نفر را بسیار استادانه و شبیه به اصل رسم کرده بود، وی را بخشید و به میهن برگرداند. [1]

نوازندگان

نوازندگان، نقاشی دیواری یونان باستان، سال 40 ق.م

نقاشی یاسون و پلیاس در سرزمین یولکوس

نقاشی یاسون و پلیاس به یکی از داستان‌های اساطیری یونان اشاره دارد که طبق آن، پلیاس پادشاهی را از برادر خود می‌گیرد و فرزند برادرش، یاسون، سال‌ها بعد دوباره به قلمرو از دست رفتۀ پدر بازمی‌گردد و از پلیاس می‌خواهد تا دوباره قدرت را به او بازگرداند. پیش‌گویانِ پلیاس در گذشته پیش‌گویی کرده بودند که روزی جوانی با یک صندل در پای به شهر او خواهد آمد و به وی زیان خواهد رساند. یاسون که در راه بازگشت به سرزمین خود یکی از صندل‌هایش را از دست داد و با یک صندل در پای به شهر وارد شد و این خبر خیلی زود به پلیاس رسید و او بدون درنگ خود را به محل ورود یاسون رسانید. در این نقاشی پلیاس در میان دو دختر خود ایستاده و یاسون نیز در سمت راست تابلو قرار دارد.

یاسون و پلیاس

نقاشی دیواری یاسون و پلیاس

شرط پلیاس برای آوردن پشم زرّین

پلیاس برای یاسون شرطی بسیار دشوار می‌گذارد که فقط در صورت آوردن پشم زرّین توسط یاسون، درخواست او را خواهد پذیرفت. یاسون نیز گروهی از پهلوانان را به همراه معشوقۀ خود، مدئا که ساحره‌ای توانا بود آمادۀ سفر می‌کند و سوار بر کشتی به سوی سرزمین کولخیس، جایی که پشم زرّین در آن قرار داشت حرکت کرد. یاسون و همراهانش پس از گذر از سختی‌های فراوان، سرانجام توانستند پشم زرّین را به دست آوردند. او برای بازگرفتن پادشاهی پدرش به سوی سرزمین یولکوس که پلیاس پادشاهی آن را از پدرش گرفته بود حرکت کرد و حق خود را پس گرفت. پلیاس نیز توسط دخترانش به قتل رسید. دختران پلیاس دارای چهره‌ای پیر و زشت بودند که مدئا با افسون‌گری از آنها می‌خواهد که پدر خود را بکشند و سپس تکه تکه‌اش کرده و بجوشانند. تنها در این صورت بود که چهرۀ آنها می‌توانست جوان شود. آنها نیز این کار را کردند و پدر را کشتند. لازم به گفتن است در انتهای این ماجرا و پس از قدرت گرفتن یاسون، وی به معشوقه‌اش یعنی مدئا خیانت کرد و او را ترک نمود.

آزاد شدن آندرومدا توسط پرسئوس

آزاد شدن آندرومدا توسط پرسئوس، حدود 45 ق.م

نابود کردن نقاشی آرخستراتوس

در یونان باستان هنگامی که آراتوس، سیکوئون را تصرف کرد، فرمان داد تا تمامی تصاویر دیکتاتورهای سابق را از میان بردارند. یکی از دیکتاتورها به نام «آرخستراتوس» را «ملانتوس نامی، نقاش قرن چهارم ق.م» نقاشی کرده بود که کنار گردونه‌اش ایستاده است. این تابلو به اندازه‌ای زیبا و روشن بود که نئاکلسِ نقاش استدعا کرد که آراتوس از نابود کردن آن صرف نظر کند. آراتوس قبول کرد، به شرطی که شکل آرخستراتوس به شکل دیگری که کمتر برخورنده باشد جایگزین شود. [1]

دیدار هرکول با نسوس

دیدار هرکول با نسوس، حدود سال 45 ق.م

نقاشی طاووس روی دیوار در هرکولانیوم

نقاشی طاووس روی دیوار یکی از آثار زیبای برجای مانده از تمدن یونان باستان است که البته در گذر زمان دچار آسیب شده، اما هنوز هم زیبایی و جلوه‌گری آن پابرجاست. به راستی که خالق این اثر در کار خود استادی توانا بوده که اینچنین تصویر واقع‌گرایانه‌ای را آفریده است. با توجه به سال خلق این نقاشی (79 پیش از میلاد) باید اعتراف کرد که از یک نقاشی چند هزار ساله واقعاً انتظار نمی‌رود که تا این اندازه دقیق و ماهرانه کشیده شده باشد، اما واقعیت همین است که ما با اثری مواجه هستیم که قرن‌ها از زمان خود جلوتر بوده است.

طاووس روی دیوار

نقاشی طاووس روی دیوار، سال 79 ق.م

آخرین سبک نقاشی دیواری رومی در کشیدن طاووس

این طاووس روی یک حصار یا نرده قرار دارد که در حال نگرستین به پایین‌دست خود است. رنگ روی سینه و گردن این پرنده، آبی و سیاه و رنگ پرها و تاج آن، سرخ است. در بالای نقاشی یک نیم‌دایره که روبان‌های قرمز رنگ از آن آویزان است وجود دارد. این قطعه شباهت زیادی به جزئیات بالای اتاقی در سیریکوس پمپئی دارد که این احتمال را تأیید می‌کند که این نقاشی نیز متعلق به یکی از شهرهایی است که در فوران کوه وزوویوس در سال 79 پیش از میلاد ویران شد. به همین دلیل محققان این نقاشی را به عنوان سبک چهارم طبقه‌بندی می‌کنند. پس می‌توان نتیجه گرفت که این اثر در آخرین سبک نقاشی دیواری رومی خلق شد که در آن فضاهای سبک دوم با معماری خارق‌العادۀ سبک سوم ترکیب شده است. این سبک تقریباً از سال 63 پیش از میلاد به بعد محبوبیت داشت و این محبوبیت تا سال 79 پیش از میلاد ادامه یافت، اما پس از حادثۀ فوران و نابودی پمپئی و هرکولانیوم، این سبک نیز از میان رفت.

طاووس پرندۀ اشراف یونانی بود

نکتۀ مهم در مورد این نقاشی آن است که طاووس اصالتاً پرندۀ بومی هندوستان است که به روم برده شد و در آنجا نیز به عنوان یک پرندۀ مقدس و گران‌بها مورد توجه قرار گرفت. در یونان فقط اشراف و ثروتمندان می‌توانستند این پرنده را در اختیار داشته باشند زیرا قیمت آن بسیار گزاف بود. این پرنده اغلب در سالن‌های جشن و مهمانی وجود داشت و زینت‌بخش این مجالس اشرافی بود. رومی‌ها با الهام گرفتن از باغ‌های جانورشناسی پادشاهان شرقی و هلنیستی، اغلب دیوارهای باغ‌های خود را به نقوش این جانوران می‌آراستند و به نوعی همان فضا را تداعی می‌کردند. وجود مجسمه‌ها، فواره‌های آب، و نقاشی‌های روی دیوار این باغ‌ها، باعث مجلل شدن آن فضاها می‌شد و این موضوع همان چیزی بود که اشراف و مالکان ثروت به دنبال آن بودند.

مهارت هنرمندان یونانی در کشیدن نقاشی

استرابون می‌گوید که پروتوگنس تصویر یک ساتیر را کشید که کبکی کنارش بود. این تصویر چنان زنده بود که کبک‌ها آن را با کبک واقعی اشتباه می‌گرفتند. سرانجام نقش کبک را پاک کرد تا مردم ارزشمندی تصویر ساتیر را بهتر درک کنند. پلینی می‌گوید که همین نقاش بر روی تابلوی مشهور خود (یالوسوس: مؤسس فرضی شهری به همین نام در رودس) چهار لایه رنگ مالید که هرگاه لایه‌ای در اثر گذر زمان پاک شود، رنگ تازه و درخشان بماند. پروتوگنس که از عدم توانایی خود در نشان دادن کفی که از دهان سگ یالوسوس بیرون می‌ریخت خشمناک شده بود، اسفنجی به طرف تابلو پرتاب کرد تا آن را خراب کند، ولی اسفنج البته درست در جای لازم خورد و اثر رنگی برجای گذاشت که کاملاً مانند رنگ کف دهان سگ خشمگین بود. هنگامی که دمتریوس پولیورکتس، رودس را تصرف کرد، از آتش زدن شهر خودداری کرد تا مبادا این تابلو از بین رود. [1]

قربانی کردن ایفیگنیا

قربانی کردن ایفیگنیا، حدود 45 ق.م

نقاشی پولیفموس و گالاتئا در اسطوره‌های یونان

پولیفموس (Polyphemus) در اسطوره‌های یونان، جانور افسانه‌ای نیمه‌انسانی است. گالاتئا (Galatea) نیز نام یکی از پریان دریایی است. در این نقاشی که از عمق اساطیر سرزمین یونان سرچشمه گرفته، پولیفموس تلاش می‌کند تا نظر گالاتئا را به سوی خود جلب کند و وی را به دست آورد، اما این تلاش بیهوده است و وی نمی‌تواند به خواستۀ خود دست یابد.

پولیفموس و گالاتئا

پولیفموس و گالاتئا، حدود سال‌های 45 تا 79 ق.م

نقاشی مجازات کردن اِروس، خدای عشق

در نقاشی مجازات عشق، اِروس (خدای عشق) که به صورت کودکی نشان داده شده، توسط مادرش آفرودیت به علت برانگیختن علاقه نسبت به زن دیگری تنبیه شده است. چهرۀ اِروس در این اثر مشخص نیست. در واقع پشت او به بیننده است در حالی که به زن روبروی خود خیره شده و همین موضوع نیز باعث مجازات وی گردید. اگرچه این نقاشی متعلق به دوران باستان است اما در آثار نقاشان جدید نیز به دفعات از تصویر اِروس استفاده شده و او غالباً در کنار دختران زیبا و برهنه قرار دارد که با تیری در دست، قلب آنان را نشانه رفته است.

مجازات عشق

مجازات عشق، حدود 25 ق.م

نقاشی هارپوکراتس، خدای سکوت

نقاشی هارپوکراتس در حدود یک قرن پیش از میلاد در یونان خلق شده است. در این نقاشی، هارپوکراتس (خدای سکوت) به تصویر درآمده که کلاهی شاخ‌دار بر سر دارد و دست چپ خود را به نشانۀ سکوت در برابر دهان و بینی خود قرار داده است. هارپوکراتس در اصل یکی از خدایان مصری به نام هوروس است که بعد از شکست مصر و تسخیر آن به دست اسکندر مقدونی به فرهنگ یونان راه یافت و نام آن از هوروس به هارپوکراتس تغییر یافت.

نقاشی دیواری هارپوکراتس

نقاشی دیواری هارپوکراتس، خدای سکوت

منبع متن:
[1] تاریخ تمدن ویل دورانت، جلد دوم، یونان باستان، مترجمان: امیرحسین آریانپور، فتح‌الله مجتبائی، هوشنگ پیرنظر. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران: 1380

دیدگاه خود را بنویسید:

۱۴۰۱ - ۱۳۹۱ © تمام حقوق محفوظ است.