گیتار کلاسیک روی میز اثر پیکاسو

گیتار

گیتار کلاسیک روی میز اثر پیکاسو یکی از برجسته ترین آثار اوست. پیکاسو مردی بود که قدرت خود را می شناخت و قطعاً کمبودهایش را نیز می دانست. ویژگی او همیشه مهر با وقار و کمابیش میهمان نوازی درباری یک اشرافی اسپانیولی بود. او کسی بود که صحنه های بسیاری از آفتاب و موضوع های پر بار آفرید، اما تداوم بی دغدغۀ هنر آرام بخش را نپذیرفت. او مانند دوچیو (Duccio)، جهنم را نقاشی کرد؛ و همانند فرانسیس گویا، مُثله شدن را نقش زد. به سان پوسین (Poussin) قتل عام؛ و مانند کراناچ (Cranach) خونریزی، و هستی ناهنجار را به تصویر درآورد.

نام خالق نقاشی: پابلو پیکاسو
تاریخ خلق اثر: بین سالهای 1923 تا 1924 میلادی.
رسانه: مداد روی کاغذ
محل خلق: کشور اسپانیا
مکان نگهداری تابلو: مؤسسۀ هنر شیکاگو (Art Institute of Chicago).

پیکاسو نقاش گیتار کلاسیک

دوران کودکی پیکاسو و کارهای اولیه:

پابلو رویز پیکاسو (Pablo Ruiz Picasso) در 25 اکتبر در شهر مالاگا (Malaga) در سواحل جنوبی کشور اسپانیا به دنیا آمد. او اولین فرزند دون خوزه بلاسکو و همسرش دونیا ماریا پیکاسو لوپز بود. پدرش یک نقاش و مدرس طراحی در یک مدرسۀ محلی هنر و صنایع مهارتی بوده است. در فاصلۀ زمانی سالهای 1888 تا 1889 میلادی، پیکاسو شروع به آموختن نقاشی با نظارت پدرش کرد. او در این دوران اولین نقاشی رنگ روغن خود را تجربه نمود و در سال 1892 وارد مدرسۀ هنر لا کورونا (La Coruna) شد و در سال 1895 از مالاگا به بارسلونا رفت و به آکادمی هنر لا لونخا (La Lonja) یعنی جایی که پدرش تدریس می کرد وارد شد. از جمله آثاری که او در این دوران خلق کرد می توان به «کبوترها» اشاره کرد.

نقاشی کبوترها، 1890، مداد روی کاغذ:
نقاشی کبوترها اثر پیکاسو

دوران کودکی پابلو همواره در محیط عمیق هنری و حداقل تمکن مالی ناشی از وضعیت اقتصادی ضعیف خانواده اش سپری گردید. بر اساس آداب و رسوم وقت کشور اسپانیا، نام و نام خانوادگی فرزند ترکیبی از نام والدین بوده است لذا پیکاسو نیز از این قاعده پیروی نمود، اما در سال 1901 تصمیم گرفت که صرفاً از نام خانوادگی مادر یعنی پیکاسو استفاده کند.
پدر پیکاسو مرمت کنندۀ آثار باستانی در موزۀ شهر مالاگا و همچنین مدرس طراحی و نقاشی در مدارس هنری بود. پیکاسو همواره بیان می نمود که: «پدر من تصویری را برای اتاق ناهار خوری نقاشی کرد که شما می توانید پوست و پر کبک، کبوترها و خرگوش ها را مانند حیوانات واقعی درک کرده و ببینید» و نیز اضافه می کرد که: «پدرم با الهام از کبوترهایی که در اطراف خانه دائم در حال پرواز بودند نقاشی می نموده است». شاید علاقۀ پیکاسو به نقاشی حیوانات و صحنه های گاوبازی به دلیل تماشای مکرر گاوبازی توسط پدر و پسر بوده است.

گاوباز، 1934 میلادی:
گاوباز نقاشی کلاسیک پیکاسو

خلاقیت ذاتی پیکاسو و نقش پدرش در تکامل هنر او:

خلاقیت و توانایی های ذاتی پیکاسو حتی در دوران کودکی اش نیز توجه همگان را به سمت خود کشانده بود، به گونه ای که محیط خانوادگی و اجتماعی اش مملو از توجهات به او بوده است. شاید یکی از مهمترین دلایل علاقۀ وافر و اهتمامی که به نقاشی و طراحی در دوران کودکی پیدا کرده بود، ناشی از بی علاقگی با سیستم آموزشی رایج در مدارس و رفتن به سر کلاس درس بود. او کودکی بود که از دوران خردسالی و محیطی که در آن قرار داشت لذت می برد و همواره از آن محیط در راستای طراحی و نقاشی بهره می جست.

زن نشسته روی صندلی قرمز، 1932 میلادی:
زن نشسته روی صندلی قرمز کلاسیک اثر پیکاسو

پدر پابلو که خود مدرس نقاشی بود، خیلی سریع توانایی های او را کشف و در نتیجه از هر کوششی در جهت حمایت و راهنمایی او دریغ نمی کرد. تشویق های پیوستۀ پدر، باعث آغاز یک سری تمرین های مفید در دروس نقاشی و طراحی برای او شد. توانایی های پیکاسو در جهت کسب دانش آکادمیک هنری آن هم به صورت کاملاً استاندارد در یک دورۀ کوتاه زمانی، دلیل موفقیت های او در نماشگاه های هنری تا قبل از دوران بیست و یک سالگی وی شده بود. خلاقیت های پابلو به ویژه در استفادۀ تکنیکی از پارچه باعث گردید که کسب دانش آکادمیک را رها نموده و توجه بنیادی خود را در راستای فعالیت های اجرایی طراحی و نقاشی برنامه ریزی نماید. موضوعات مورد علاقۀ پیکاسو در این دوران عموماً شامل حیوانات از قبیل کبوترها و صحنه های گاوبازی بوده است که به طور مکرر در آثارش به چشم می خورد.

کبوترها و گاوبازی، 1890 میلادی:
نقاشی پیکاسو

عاشقان، 1923 میلادی:
عاشقان کلاسیک

کسب تجربه های تازه در شهرهای اسپانیا:

دون خوزه، پدر پیکاسو به دلیل عدم گذراندن دوره های آکادمیک و نداشتن مهارت در نقاشی های تخصصی، تلاش نمود تا به صورت کاملاً بلند پروازانه ای پسرش را در این راه تشویق و همراهی نماید به گونه ای که از او یک نقاش فیگوراتیو در تاریخ نقاشی بسازد. برای شروع، او به آموزش پسرش در زمینۀ طراحی های بنیادین پرداخت و کاربرد قلمو را به او آموزش داد. در سال 1892 پیکاسوی ده ساله طی امتحانی، پذیرش یک مدرسۀ هنر در شهر کوچکی در شمال اسپانیا (لا کورنیا) را به دست آورد. محلی که قبلاً پدرش در آنجا تحصیل می کرد. در سال 1895 خانوادۀ او به شهر بندری بارسلونا نقل مکان کردند، جایی که پدرش می توانست درآمد بیشتری در آکادمی هنری کسب نماید. اما دون خوزه به دلیل دوری از خانواده و دوستانش غمگین شده و در نتیجه نقاشی کردن را ترک نمود.

پدر پیکاسو، 1895 میلادی:
پدر پیکاسو در جوانی

پیکاسو در سال 1897 با حمایت های خانواده اش جهت ادامۀ تحصیل به شهر مادرید عزیمت نمود. ساختار آموزشی در مدارس مادرید باعث آزار و خستگی پیکاسو گردید لذا او جهت کسب تجربه راهی خیابانها و میدانها و تماشای مردم و همچنین به ملاقات پرادو برای مطالعۀ نقاشی های هنرمند بزرگ کشور اسپانیا «ال گرکو» و «ولاسکوئز» رفت.

تسلط زود هنگام پیکاسو بر هنر نقاشی:

آثار اولیۀ پیکاسو هیچ گونه تناسبی با شرایط سنی اش نداشت. او تحت تأثیر آموزشهای پدرش مبادرت به کشیدن نقاشی هایی با مضمون اجتماعی می کرد. نقاشی های او در دوران دانش آموزی بیانگر تسلط قابل توجهی به آموزه هایش در مدرسه داشت. در کشور اسپانیا بر خلاف تمامی اروپا تحصیل آکادمیک نه تنها ضروری بلکه کاملاً سیستماتیک و حرفه ای بوده است. سبک آموزش هنر عموماً از کپی نمودن طراحی های زینتی آغاز و پس از مطالعه بر روی ابعاد نقاشی با محتوای گچ، سرانجام به مطالعۀ بدن انسان به ویژه طراحی و نقاشی زنده و عینی منتهی می شد.

کبوتر:
پیکاسو و آثار کلاسیک هنری

در سال 1896 پیکاسو برای اولین بار یکی از آثارش را به نمایش گذاشت. فرمت بزرگ آن در واقع با تم اخلاقی و مذهبی نقاشی شده است که کاملاً بر مبنای نگرش غالب زمان خود بوده است. در سن شانزده سالگی هر آنچه را که آکادمی می توانست به او بیاموزد را آموخت و او همۀ موضوعات پیش رو را با علاقۀ وافری کسب نمود. پیکاسو در سال 1897 اقدام به کشیدن نقاشی «دانش و خیریه» کرد که در آن به تلفیق تمهای اخلاقی و مذهبی پرداخت که کاملاً منطبق با دورۀ زمانی وقت بوده است. او در این اثر یک پزشک و راهبه را که با دقت بیمار را درمان می کنند نشان می دهد. پدر پیکاسو پیشنهاد داد که خودش به عنوان مدل برای شخصیت پزشک در این اثر قرار داده شود.

دانش و خیریه، 1897 میلادی:
نقاشی کلاسیک بیمار روی میز اثر پیکاسو

کوبیسم و تأثیرات انقلابی آن:

دنیای هنر بدون پیکاسو چه می بود؟ موقعیتی که او در قرن بیستم کسب کرد، تالی ندارد. هیچ نقاشی، احتمالاً در هیچ دوره ای، تا این حد پر کار و پر بار نبوده است. وی بنیانگذار جنبش های بسیاری بود و در بسیاری دیگر شرکت کرد. در سبکهای امپرسیونیسم، پست امپرسیونیسم، کوبیسم، آبستره، و سورئالیسم استاد شد. فرمهای لوترک، ون گوگ، ال گرکو، سزان، دگا، رافائل و حتی مجسمه های آفریقایی را جذب کرد. پابلو با همکاری دوستش ژرژ براک، کوبیسم را کشف کرد. با قالب جدید هنرش مسیر هنر را در فرانسه؛ اروپا و سراسر جهان به کلی دگرگون ساخت. تأثیر انقلاب کوبیسم فراتر از مرزهای نقاشی رفت و چگونگی نگاه کردن ما را به اشیا به کلی تغییر داد. این برداشت جدید، دست کم تا حدودی، از تحسین و ارادت پیکاسو به سزان تکامل یافت. او بود که برای نخستین بار اعلام کرد همه چیز ترکیبی است از استوانه، مخروط و کره. نام سزان برای پیکاسو مسحور کننده بود. نشانه هایی از آثار استاد بزرگ، در بوم های اولیه و نیز آنهایی که در اواخر عمر کشید وجود دارد.

عکس واقعی پیکاسو

هنرمندی متفاوت برای قرن بیستم:

پابلو، عطشی سیری ناپذیر برای آفرینش داشت و لاجرم هر شیوۀ ممکن را به کار گرفت، از جمله: نقاشی، طراحی، کنده کاری، لیتوگرافی، مجسمه سازی و سفالگری. او صنعتگر و طراح بود و با استعداد فوق العاده، مانند ده هنرمند در یک جسم بود. هر چند برای یک اسپانیایی ساکن شدن و زندگی کردن در فرانسه دشوار است، پیکاسو هم مانند گرترود استاین، احساس کرد که آنجا «مکانی بود که باید در آن می بود.» آنجا مقصد نهایی جستجوی فضایی مناسب برای تکمیل قدرت خلاقانه اش بود. هر چند او از هر چیزی در اطرافش تقلید می کرد، اما بیش و پیش از هر چیز، یک هنرمند مستقل باقی ماند. رسیدن پیکاسو به کوبیسم حاکی از رشد این ادراک بود که قرن بیستم به هنرمندی متفاوت نیازمند است. سزان و ماتیس شاید دیدی قرن بیستمی داشتند ولی تنها شناخت واقعیت پیکاسو کاملاً مدرن و مدام در جهت قرن بسیتم بود. او می خواست واقعیت جدیدی را از ساختارشکنی فرم های سنتی قدیمی تر بیافریند، زیرا قالبها و زبان قرن نوزدهم کهنه و بیهوده شده بود.

زن ها و معشوقه های پیکاسو:

پیکاسو قدیس نبود، حتی او را ماکیاولی گونه خوانده اند، به ویژه در رابطه اش با زنان. او شخصیت دشواری داشت و زندگی با او آسان نبود. شوخی می کرد و سر به سر دیگران می گذاشت ولی در مورد جزئی ترین چیزها بحث و جدل می کرد. شاید همین ویژگی باعث جدایی اش از فرانسواز ژیلو (Francoise Gilot) شد، که وقتی او را ترک کرد بچه هایش را هم با خود برد. سبکهای پیکاسو با زنانش تغییر می کرد. عشق نخستین او فرناند اولیویه (Fernande Olivier) بود. بعدتر با اُلگا خوخلووا (Olga Khokhlova)، که یک بالرین روس بود ازدواج کرد. پس از آن، مارسل هامبر (Marcelle Humbert) که فوت کرد و سپس ماری ترز والتر (Marie Therese Walter)، که در سال 1935 دختری برایش به دنیا آورد، شریک زندگی او بودند. در این زمان پیکاسو پنجاه و پنج سال سن داشت. هر چند ماری ترز و پیکاسو در سالهای بعد در آپارتمانهای مجزا زندگی می کردند. در این سالها پیکاسو با «دورا مار»، «فرانسواز ژیلو» و «ژاکلین رُک» روابطی داشت، اما با این حال ماری ترز همچنان به او وفادار ماند.

فرناند اولیویه، 1906 میلادی:
معشوقه پیکاسو با ظاهری کلاسیک

اُلگا خوخلووا، 1917 میلادی:
همسر پابلو پیکاسو با لباس زیبا

دورا مار، 1937 میلادی:
زن جوان پیکاسو

ماری ترز، 1937 میلادی:
نقاشی کلاسیک از همسر پیکاسو روی میز

نمادگرایی پیکاسو در نقاشی هایش:

پیکاسو در پانزده سالگی نقاشی های واقعگرایانه می کشید. در بیست سالگی مردم فقیری را که در ساحل دریا زندگی می کردند نقاشی می کرد؛ و چند سال بعدتر «دستهای غمگین» و «آکروبات ها» را مدل قرار داد. این دو نقاشی نمادهایی از فلاکت بودند. وی در سالهای بعد و پس از جنگ جهانی اول شروع کرد به تکه تکه کردن شکلهای واقعی که منجر به خلق کوبیسم شد، و در پایان جنگ، کارهای آبستره اش به تزئینات شاد و بازگشت به واقعگرایی بدل شد. پیکاسو در دوران جنگ یک رشته نقاشی از گاوبازی کار کرد که در آنها، گاو نر نماد قساوت و گاوباز نماد آزادی و اسب نمادی از نظاره گر معصوم بود، و تماشاچیان کسانی بودند که فقط تماشاگرند و دخالتی نمی کنند. آنها نمادی از انسانهای بی تفاوت هستند که نسبت به رویدادهای پیرامون خود اقدامی نمی کنند و بی تفاوت اند.

زن آکروبات، 1930 میلادی:
آکروبات کلاسیک

خلق گوئرنیکا و بررسی مفهموم آن:

تنها نقطه ضعفی که می توان به پیکاسو نسبت داد، افسردگی ای است که در سال 1935 به آن مبتلا شد. او در دو سال بعد از این افسردگی، به ندرت نقاشی کرد و تقریباً هیچ اثری را به تصویر نکشید. پابلو با اُلگا (همسرش) دورانی توفانی را گذراند. در آن دوران کوشید بنویسد، ولی با موفقیت اندکی در این زمینه روبرو شد. وی در سال 1937، بار دیگر به کار و خلاقیت بازگشت و از جمله کارهایی که در این زمان خلق کرد می توان به «گوئرنیکا: Guernica» اشاره کرد.

گوئرنیکا، 1937 میلادی:
گوئرنیکا نقاشی کلاسیک و زیبای پابلو پیکاسو

بوم عظیم خاکستری و سیاه گوئرنیکا که پس از بمباران روستای باسکی گوئرنیکا توسط آلمانی ها در سال 1937 و جنگ داخلی اسپانیا نقاشی شد، بیانگر عذاب روحی پیکاسو نسبت به سرنوشت اسپانیاست. این نقاشی شامل یک رشته تصاویر ناهمگون است که از تعالی تا بیهودگی در نوسانند. در زیر نور خشن یک لامپ سقفی، گاو نر، اسبی شیهه کش، گاوبازی خُرد شده، مادری با کودک مرده اش، نظاره گری وحشت زده، و هیکل قدرتمند حقیقت را می بینیم. این اثر در واقع بیان پیکاسو از سیاست بود. وی می گفت: «نقاشی وسیله ای برای حمله (به دشمن) و دفاع (از خود) است. نقاشی برای تزئین آپارتمان نیست.»

پیکاسو یک نقاش آزاده بود:

پیکاسو واقعاً یک انقلابی بود. او نیاز داشت تا لمس کند و بیافریند. ساختار مجسمه های او هم انقلابی است. وی عرصۀ جدیدی از ساخت مجسمه را به وجود آورد که پس از او دگرگون شد. وی تنها هنرمندی نبود که در سی سالگی در هنر انقلاب کرد و برخلاف رافائل که پیش از چهل سالگی درگذشت، پیکاسو به مدت پنجاه سال دیگر هم نقاشی کرد و در انقلابهای هنری دیگری هم که در پی آمد سهیم شد. او تنها نقاش در میان نقاشان است که هدفش مسئلۀ بیان حقیقتی نبود که تمام جهان شاهد آن باشد، بلکه حقیقتی که تنها شخص خودش می توانست ببیند را بیان می کرد و می کشید.
بلز سندرار (Blaise Cendrars)، پیکاسو را چنین تشریح می کند:
«او نخستین نقاش آزاده است. می آفریند. حسی از ارتباطات اسرار آمیز دارد؛ و مالک راز هستی را می شناسد. تحریک می کند. انگشت اشاره را رو به تو می گیرد. زندگی را تصریح می کند. می پرستد. شگفت زده می کند. به باور او فقط مذهب همیشگی، حس های کاتولیکی، و حقیقت کوبندۀ قلب وجود دارد. چون عاشق است، و همیشه هر چه از زیر دستش بیرون می آید، زنده است. او نگاه کردن است، نگاه کردنی رمز آمیز، لطیف، مستمر، ظالمانه، رام نشده، شهوت انگیز، و سادیسی.»

تأثیر پیکاسو بر تمام جهان:

نشانه های بینش و نفوذ پیکاسو را می توان در همه جا یافت. او در درون خانه ها، خیابان ها، و انسانها در سراسر جهان رسوخ کرده است. احتمالاً تا کنون دربارۀ هیچ نقاشی در جهان به اندازۀ پیکاسو مطلب نوشته نشده. در میان این نوشته ها، به او حمله شده، از او دفاع شده، تشریح و بررسی شده، تحقیر شده و مورد احترام قرار گرفته، و همۀ اینها به دلایل معقول صورت گرفته است. پیکاسو مسحور مینوتور (Minotaur) بود و از آن استفاده کرد تا درون خود را بکاود. پابلو از طریق مینوتور چیزهایی گفت که نمی توانست مستقیماً بیان کند. گلوریا فی یرو (Gloria Fiero) دربارۀ آن چنین توضیح می دهد:
«برای میدان گاوبازی و مینوتور احساس خاصی داشت. سنت گاوبازی اسپانیایی، هنرمند را در سراسر عمر برانگیخت و به ویژه پیش از استقرار حکومت فرانکو در اسپانیا، که دیدارهای پیکاسو از کشورش و حضور در میدان ملی این مراسم را محدود کرد. در میدان گاوبازی، قابلیت های طبیعی گاو، قدرت و شهامتش، توسط قهرمانان زیرک، دشمن جان او می شوند، چون اساس برخورد انسان و گاو نر، آماده کردن جانور برای نابودی نهایی اش است. همانند گاو نر در میدان «کوریدا»، که سرمایه اش علیه او به کار می رود، مینوتورهای پیکاسو (که در تمام آثارش حضور دارند) نابودی خود او را رقم می زنند. پیکاسو خود را در قالب این موجود می دید.»

میدان گاوبازی، 1900 میلادی:
تصویر گاوبازی کلاسیک

خلق گرترود استاین با سبکی متفاوت:

کوبیسم پیکاسو زمانی متحول شد که وی چهرۀ گرترود استاین (Gertrude Stein) را نقاش کرد. نخستین اثرات این حرکت را در صورت او می توان دید. این صورت را پیکاسو از حافظه و پس از سفرش به هورتا (Horta) کشید. این اثر کمابیش مانند یک صورتک (ماسک) است. انگار که در ابتدا صورت را کشیده، سپس به برداشت جدیدش از فرم اندیشیده، بعد از آن در طول سفر صورت را پاک کرده و در بازگشت آن را به سبکی خلاف بقیۀ نقاشی کشیده است.

گرترود استاین، 1906 میلادی:
گرترود دوست و رفیق پیکاسو

پیکاسو در مواردی مانند یک کودک بود. روحیه اش به سرعت تغییر می کرد. او در رویارویی با زنان احساس عدم امنیت می کرد و تجربه هایش همیشه موفق نبود. نباید فریب طرز تفکر دلقک مآبش را خورد، او وقتی افرادی دور و برش بودند شوخی می کرد و در عین حال خشم و حسادتش را هم بروز می داد، البته با این همه، ترس و عدم اطمینان خود را نیز نشان می داد.
پیکاسو مانند هر هنرمندی که در مقام او جای داشت، خودمدار و بیش و پیش از هر چیز، یک نابغه بود. خدماتش به هنر عظیم بود. او به معیار مقایسه ای برای هر هنرمندی در قرن بیستم بدل شد و دستمایۀ بسیاری به ما داد. نمی توان دنیای هنر را بدون او تصوّر کرد. پیکاسو از طریق آثار باورنکردنی اش توانست روح بسیاری از هنردوستان را به تسخیر درآورد و در بزرگداشت شخصیت و هنر وی می توان مطالب بسیاری را به رشتۀ تحریر درآورد.

منابع متن:
1. کتاب پابلو پیکاسو مردی که دوزخ را نقاشی کرد، اثر آرنی گرین برگ (Arnie Greenberg)، ترجمۀ گلی امامی، تهران: نشر نشانه، 1394.
2. کتاب پابلو پیکاسو: زندگی شخصی و هنری اش، نویسندگان: الک لیندا بوشهلز (Elke Linda Buchholz) و بیتا زیمرمن ( Beata Zimmermann)، مترجم: نیوشا حاجیان، تهران: نشر میرنوروز، 1397.

گیتار کلاسیک روی میز اثر پیکاسو
5 (100%) 1 vote
اینستاگرام

دیدگاه خود را دربارۀ این نقاشی بیان کنید:

خرید نقاشی های سایت بر اساس دسته بندی زیر: